پسرم نمی‌تواند دختر مورد علاقه‌اش را فراموش کند!

کارمند یک شرکت خصوصی هستم و اوضاع مالی‌مان متوسط است. از لحاظ فرهنگی هم خانواده آبروداری هستیم. پسر ۲۵ ساله‌ام که هنوز دانشجوست، چندبار دختری ۱۷ ساله را دیده و عاشقش شده است و این روزها فقط رابطه مجازی دارند. بعد از صحبت من، از تصمیم‌اش برای ازدواج با این دختر به دلایل اختلاف سنی و … منصرف شد اما می‌گوید نمی‌تواند فراموشش کند. چه کنم؟

درخصوص سوال شما، آن چه به وضوح مشهود است، این است که این رابطه ناآگاهانه، کاملا احساسی و سخت شکننده خواهد بود و دو طرف با وجود میل باطنی خود و بیشتر برای حفظ و تداوم رابطه از ازدواج صحبت کرده‌اند. باید توجه داشت اگر هم این گونه ارتباطات مجازی نامتعارف که دو طرف حداقل تناسب سنی، فرهنگی، اعتقادی و … را ندارند به ازدواج بینجامد، به دلیل مخالف بودن والدین اولا این‌گونه ازدواج‌ها خودخواهانه نامیده می شود و ثانیا در بیشتر اوقات، تاریخ مصرف کوتاهی دارد.
برخورد پرخاشگرانه نداشته باشید
توجه داشته باشید که در این گونه ارتباطات هیجانی، نگاه عقلانی کم رنگ است و اخطارها و تذکرات دلسوزانه والدین از طرف فرزند شنیده نمی‌شود و با این استدلال غلط که «ما می‌خواهیم با هم زندگی کنیم و والدین حق مداخله ندارند!» به رابطه خود ادامه می‌دهند و در این شرایط تقابل و بن بست، برخی والدین دلسوز فرزند را طرد می کنند و از خود می‌رانند و عملا وی را بیشتر به سوی طرف مقابل سوق می‌دهند که این سبک برخورد با خطای فرزند از نوع پرخاشگرانه است و به هیچ وجه توصیه نمی‌شود.
قوه عقلانی پسرتان را فعال‌تر کنید
والدین جرئت مند که مهارت ابراز وجود دارند با لحاظ کردن شرایط سنی فرزند و فضای مجازی که بر ذهن فرزند حاکم شده، بیش از پیش رابطه خود را با فرزند خطاکار تحکیم می‌کنند و این تحکیم رابطه به معنی تایید اشتباه فرزند نیست بلکه والدین خطای فرزند را نمی‌پذیرند ولی خطاکار را که فرزند دلبند آنان است از خودشان دور نمی‌کنند. بنابراین به شما توصیه می‌شود در سایه حفظ رابطه، دلایل منطقی خود را در گفت‌و‌گوی صمیمانه و جدی با پسرتان مطرح کنید و سعی در فعال کردن قوه عقلانی و کاهش حس هیجانی وی داشته باشید. بدین روش نوعی شناخت درمانی جرئت مندانه را روی فرزندتان شروع می‌کنید تا با تغییر شناخت وی از این ارتباط نامتعارف، باورها و سپس رفتارش تغییر و خودآگاهانه اقدام به ترک ارتباط و پیشگیری از مشکلات بعدی کند.

نویسنده : عبدالحسین ترابیان| کارشناس ارشد روان شناسی