نگاهی روان‌شناسانه به سبک زندگی نقش های اصلی سریال «در حوالی پاییز»

سریال های شبانه تلویزیونی می تواند آثار فراوانی روی سطح تفکر و رفتارهای بینندگانش بگذارد. بینندگانی که مرد و زن، پیر و جوان و افراد با سلیقه های فکری مختلف را در ساعات اولیه شب به پای قاب جادویی می کشاند. بنابراین منطقی است به مکالمات و سوژه این داستان ها از نگاه روان شناختی بیشتر پرداخته و در تدوین آن ها هم به این ماجرا توجه بیشتری شود.

مامان پروین باید شیوا را جدی می گرفت
در این سریال، پروین داستان مادری است که کلام و رفتاری تاثیر گذار روی افراد خانواده اش دارد و همه احترام او را حفظ می کنند. او تلاش دارد که دیگران را با نظر و طرز فکر خود همراه کند. با این حال به شخصیت و عقیده پسران و عروس های خود احترام بسیاری می گذارد اما وقتی نوبت به دختر خودش می رسد، کوچک ترین اهمیتی به او نمی دهد. آن چه در این بین باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، رابطه بین مادر و دختر است که هر روز کم رنگ تر می شود. بنابراین این دختر(شیوا) وقتی دچار مشکلی می شود، واقعا مستاصل می ماند که برای حل مشکلش باید چه کار کند؟ ماجرای لو رفتن عکس او در یک پارتی را به یاد بیاورید. او به جای مشورت با مادر و … از ترس مشکل پیش آمده به باج دادن به آن پسر می پردازد. به نظر می رسد که اگر مادر رابطه دوستانه ای با دخترش می داشت، شیوا هرگز دست به این کار نمی زد. مامان پروین در این سریال اصلا به دخترش به عنوان یک انسان صاحب یک شخصیت عاقل نگاه نمی کند و در واقع اصلا او را جدی نمی گیرد که نتیجه اش، بی آبرویی در جمع های دوستانه و فامیلی برای خودش است.

پنهان کاری سامان درباره مشکل بارداری زنش درست نبود
همسر سامان یک زن تحصیل کرده است و به عنوان یک زن شاغل در جامعه حضور دارد. در این سریال گاهی به لحاظ سادگی فکری، بیننده در حد یک بی سواد مطلق در زمان های قدیم تصور می شود! یک زن امروزی چرا نباید یک لحظه به این فکر کند که چرا وقتی شوهرم می گوید که برای بارداری مشکل دارد، پس چرا من باید دارو مصرف کنم؟ خارج از این موضوع، احترام گذاشتن و آبرو داری کردن یک مرد برای همسرش بسیار ستودنی است اما وقتی مسئله پزشکی و سلامت و بچه دارشدن به میان می آید، پنهان کاری جایی ندارد. مگر همسرش جرمی کرده که مشکل ناباروری دارد که اصلا نمی خواهد در موردش با خانمش صحبت کند؟ قرار نیست کل اطرافیان را خبردار کند اما باید با زن خودش مطرح می کرد و طبق نظر متخصص از راهکارهای مدرن بارداری بهره می گرفتند. دنیای پزشکی پیشرفت زیادی کرده است و این پنهان کاری ها فقط و فقط درمان را به تاخیر می اندازد بدون هیچ نتیجه مثبتی. چه بسا اگر همسرش در طول درمان و قبل از ماجرایی که برای سامان پیش می آمد، می فهمید از این کار شوهرش هم شاکی می شد. رفتار سامان در این موضوع، نباید کمک به ساختن انتظارات غیر منطقی در ذهن بیننده کند. در جایی که او می توانست با استفاده از راهکارهای عقلانی برای رو به رو شدن با این مشکل برخورد کند، تصمیم احساسی گرفت که از لحاظ روان شناسی توصیه نمی شود.

دروغ مصلحتی هم دردسرساز می شود
یک نکته درس آموز و جالب درباره این سریال، نشان دادن عاقبت دروغ گفتن بود. هرچند کمی گل درشت این اتفاق می افتاد، اما هرکدام از اعضای خانواده که دروغی می گوید، خیلی زود همان دروغ برایش مشکل زا می شود و یک خطر جدید برای خانواده ایجاد می کند. همه اعضای خانواده ها باید توجه داشته باشند که دروغ، دردسرهای خاص خودش را دارد هرچند مانند این سریال، ظاهرا بیشترشان مصلحتی و نیت خوبی پشت گفتن شان باشد.

مخفی کردن خبر بد از ساره باردار هم اشتباه بود
درست است که ساره همسر مهران ایرانی نیست ولی درک و فهم خاص خود را که دارد! او باردار است و همه تصمیم می گیرند که اتفاق تلخی را که برای شوهرش افتاده از او مخفی کنند. این تصمیم هم اشتباه دیگری است که خانواده های زنان باردار نباید مرتکب آن شوند. البته همان طور که در این فیلم هم نشان داده شد، ساره توسط فرد بیرون از خانواده از ماجرا مطلع و به شدت هم از اطرافیانش ناراحت شد که حق هم داشت. این که چنین خبرهایی را چگونه به یک زن باردار بدهند، ملاحظاتی دارد اما مخفی کردنش به هیچ وجه توصیه نمی شود. در این باره، مامان پروین فکر می کرد که تا ابد می تواند همه چیز را مخفی کند و هرگز قرار نیست که حقیقت افشا شود. ظاهرا او عروسش را به شکل یک کودک می دید که اشتباه بود و البته سرانجامش را هم دید!
نویسنده : فریبا البرز| کارشناس ارشد مشاوره خانواده